سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

401

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

خديجه پيرزنى بيشتر بود در حالى كه خداوند بهتر از او را براى تو جايگزين كرده است ! عايشه مىگويد : پيامبر ( ص ) خشمگين شد و فرمود : « به خدا قسم كه بهتر از او جايگزين نشده است ؛ موقعى او به من ايمان آورد همهء مردم كافر بودند و او مرا تصديق كرد در حالى كه مردم مرا تكذيب كردند و ثروتش را بر من ارزانى داشت زمانى كه مردم مرا محروم داشتند و خداوند از او فرزندانى به من داد كه از ديگر زنان اولادى نداشتم . » عايشه مىگويد : با خود گفتم : به خدا سوگند كه هرگز او را به بدى ياد نمىكنم ! ( 1 ) در روايتى از عايشه آمده است كه روزى رسول خدا ( ص ) را خشمگين كردم و نام خديجه را به تصغير بردم ، پيامبر ( ص ) مرا نهى كرد و فرمود : « به من محبّت او را داده‌اند » روزى هاله خواهر خديجه اجازه ورود خواست ، پيامبر ( ص ) شگفت‌زده شد و گفت : « خدايا ! هاله دختر خويلد ! » . عايشه مىگويد : بر من گران آمد و گفتم : چه مىگويى از پير زنى با گونه‌هاى قرمز ( كه در اثر پيرى سرخ شده ) و مدتهاست مرده ! پيامبر ( ص ) با شنيدن اين سخنان به من نهيب زد ! و همان سخنان قبلى را فرمود . ( 2 ) تمام اين روايات در صحيح بخارى و صحيح مسلم است . زهرى مىگويد : به ما رسيده است كه خديجه از مال خودش به رسول خدا ( ص ) چهل و چهل هزار درهم انفاق كرد . ( 3 ) وفات خديجه واقدى مىگويد : خديجه ، ده سال پس از بعثت پيامبر ( ص ) در سنّ شصت و پنج سالگى سه روز و به قولى يك ماه پس از وفات ابو طالب ، از دنيا رفت . ( 4 ) حكيم بن حزام ، او را در حجون به خاك سپرد و رسول خدا ( ص ) وارد قبر وى شد در حالى كه آن روز ، نماز ميت سنّت نشده بود . ( 5 ) هشام مىگويد : وقتى كه خديجه از دنيا رفت ، رسول خدا ( ص ) چهل و هفت سال و هشت ماه داشت . ( 6 ) مجاهد مىگويد : وفات خديجه پيش از آن كه نمازهاى پنج‌گانه واجب شود ، اتّفاق افتاد و اين قول صحيح است ، چون نمازها در سال دوازدهم بعثت در شب معراج